شمس الدين محمد بن احمد خفرى

52

تعليقه بر الهيات شرح تجريد ( فارسي )

خواجه در شرح رسالة العلم مىگويد : « قدرت به معناى صحّت صدور و عدم صدور فعل است و قدرت به اين معنا براى صدور فعل كافى نيست ، مگر زمانى كه يكى از دو طرف نسبت - صدور يا عدم صدور - بر طرف ديگر ترجيح داده شود و ترجيح همانا عبارت از قصدى است كه اراده يا داعى ناميده مىشود . لذا نزد قدرت و اراده ، صدور فعل واجب مىگردد و در صورت فقدان يكى از آن دو و يا هر دوى آنها ، صدور ممتنع مىگردد . » سپس خفرى رأى اشاعره را در اين خصوص از زبان قوشچى بيان مىكند و مىگويد : « اشاعره بر خلاف اينان قائلند به اينكه ارادهء حقّ تعالى امرى قديم و مغاير با ذات است ؛ به عبارت ديگر زائد بر ذات است و تعلّق اين اراده ، امرى حادث است كه در اين تعلّق هم نيازى به مرجّح ندارد . زيرا ترجيح فاعل مختار بدون مرجّح جائز است و همانا ترجّح بدون مرجّح محال است ؛ و آنچه كه گفته شده مبنى بر اينكه ترجيح بدون مرجّح ، مستلزم ترجّح بدون مرجّح است ، به واسطهء تخصيص دفع مىگردد . » سپس قوشچى ادامه مىدهد : « اگر اراده حادث باشد ، محتاج به ارادهء حادث ديگرى مىگردد و اين امر مستلزم محال است . » وى در نهايت بر استدلال خواجه اين‌گونه اشكال مىكند : « زمانى كه شما اراده را زائد بر ذات بدانيد ، لزوم تسلسل يا تعدّد قدما در هر حالى لازم مىآيد ، حال مساوى است كه اين اراده عين داعى باشد يا امر ديگرى كه زائد بر آن است . در هر صورت ، مستلزم اين دو محذور خواهد بود و لذا استدلال مذكور را مصنّف صحيح نمىداند . » خفرى از آنجا كه مؤيّد نظر خواجه است ، كلام قوشچى را در غايت سقوط مىداند و مىگويد : « نزد مصنّف ، داعى عين ذات حقّ تعالى است و اراده‌اى كه به واسطهء آن‌يكى از دو طرف محذور بر طرف ديگر ترجيح داده مىشود ، زائد بر ذات